معنی محمیة
5 بازدید
[ مَ یَ ] (ع مص) محمیت. حَمیَّة. ننگ و عار داشتن. (منتهی الارب).[ مَ می یَ ] (ع ص) حمایت شده. حراست شده : لازالت معمورة الاطراف و الارکان محمیة الاکناف والبنیان. (سندبادنامه ص ۱۰). - دولت محمیه؛ دولت تحت الحمایة.[ مَ می یَ ] (اِخ) ابن جزءبن عید یغوث زبیدی. صحابی و از مهاجران به حبشه است و آنجا عامل رسول اللََّه (ص) بر تقسیم اخماس غنائم بود و پیامبر اسلام بر او اعماد داشت. جنگ مریسیع و بدر را دریافت و در فتح مصر حاضر بود و بدانجا ساکن شد و احتمالاً هم بدانجا در گذشته است. (حدود سال ۲۵ هـ . ق.). (الاعلام زرکلی ج ۳). و نیز رجوع به امتاع الاسماع ص ۱۹۷ و ۱۹۸ و ۲۵۱ شود.
کلمات همقافیه با «محمیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر