معنی محمودی
29 بازدید
[ مَ ] (اِخ) شاعری باستانی که شعر او در لغت نامهٔ اسدی به شاهد آمده است.[ مَ ] (ص نسبی) منسوب به مطلق محمود. || منسوب به محمود که نام اجدادی است. (از انساب سمعانی). || منسوب به محمود غزنوی. رجوع به غزنویان شود. || نوعی سکهٔ نقره. (از آنندراج). قسمی از مسکوک. (ناظم الاطباء).[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد. ۳۸۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جعفرآباد فاروج بخش حومهٔ شهرستان قوچان. ۳۳۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «محمودی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر