معنی محموده
5 بازدید
[ مَ دَ ] (ع ص) محمودة. پسندیده و ستوده : و سقم صفراوی نهار را به سقمونیای تدابیر محموده دفع نماید. (درهٔ نادره چ سیدجعفر شهیدی ص ۸۹ و ۹۰). آثار محمودهٔ او بر صحایف اعمال سردفتر مناقب ستوده. (لباب الالباب).[ مَ دَ / دِ ] (اِ) سقمونیا. داروئی مسهل. زاخل. عصارهٔ نباتی پرشیر که شاخهای بسیار از یک بیخ آن می روید و به قدر سه چهار ذرع بر زمین پهن می شود و برگش مثل لبلاب و... گلش سفید است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن): و سقم صفراوی نهار را به سقمونیای تدابیر محموده دفع نماید. (درهٔ نادره چ سیدجعفر شهیدی ص ۸۹ و ۹۰).[ مَ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۳۲هزارگزی باختر شوسهٔ سنندج به سقز و یک هزارگزی راه جدید به سنندج با ۹۵ تن سکنه. آب آن از رودخانه و چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ مَ دَ / دِ ] (اِ) گیاهی است پایا از تیرهٔ پیچک ها که در حقیقت یکی از گونه های نیلوفر است. دارای ریشهٔ ستبر گوشت دار و ساقهٔ بالارونده و پیچنده به ارتفاع بین ۲ تا ۵ متر و در نواحی غربی قفقاز و سوریه و عراق و یونان و نواحی غربی ایران به حالت خودرو میروید.
کلمات همقافیه با «محموده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر