معنی محمودسریرت
6 بازدید
[ مَ سَ رَ ] (ص مرکب) نکوباطن. خوش نیت. نیک نهاد: پادشاهی بوده است در نواحی کابل مسعودسیرت، محمودسریرت. (سندبادنامه ص ۲۵۰).
کلمات همقافیه با «محمودسریرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر