معنی محمودآباد

معنی محمودآباد

6 بازدید
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زنجانرود بخش مرکزی شهرستان زنجان، واقع در ۳۵هزارگزی شمال باختری زنجان سر راه عمومی ارمغانخانه، با ۶۹ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان، واقع در ۵۲هزارگزی جنوب خاوری ماه نشان و ۱۲هزارگزی راه عمومی، با ۱۳۱ تن سکنه. آب آن از چشمه سار و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سربند پائین بخش سربند شهرستان اراک، واقع در ۲۸هزارگزی جنوب باختری آستانه و ۱۸هزارگزی باختر ایستگاه فوزیه، با ۲۳۵ تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان هره دشت بخش مرکزی شهرستان طوالش، واقع در ۱۷ هزا گزی شمال هشت پر سر راه شوسهٔ انزلی به آستارا، با ۳۳۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ هره دشت و چشمه تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ مَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان دهلمرستاق و هزارپی بخش مرکزی شهرستان آمل، واقع در ۲۱هزارگزی شمال باختری آمل سر راه آمل به بابلسر و چالوس، با ۱۰۰۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ هراز تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بزچلو از بخش وفس شهرستان اراک، واقع در ۱۶هزارگزی باختر کمیجان سر راه کمیجان به همدان، با ۷۴۰ تن سکنه. آب آن از قنات است و از خسرو بیک اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خدابنده لو از بخش قیدار شهرستان زنجان، واقع در ۱۷هزارگزی جنوب خاوری قیدار و ۱۱هزارگزی راه عمومی با ۸۶۲ تن سکنه. آب آن از خررود و راه آن مالرو است و از طریق حصار به سختی اتومبیل میرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان، واقع در ۱۳هزارگزی شمال باختری کاشان، با ۳۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیشهٔ بخش مرکزی شهرستان بابل، واقع در ۲هزارگزی شمال خاوری بابل و ۵۰۰ گزی شوسهٔ بابل به شاهی، با شصت تن سکنه. آب آن از نهر سریجه از شعب رود بابل تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میش خاص بخش بدرهٔ شهرستان ایلام، واقع در ۲۳هزارگزی جنوب خاور ایلام و سه هزارگزی جنوب راه مالرو بدره به ایلام، با ۲۵۰ تن سکنه. آب آن از هفت آب و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مهربان بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان، واقع در ۸۶هزارگزی شمال باختری قصبهٔ کبودرآهنگ کنار شوسهٔ همدان به بیجار، با ۲۴۱ تن سکنه و آب آن از قنات و رودخانه تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سامن شهرستان ملایر، واقع در ۲۱هزارگزی جنوب شهر ملایر و ۵هزارگزی خاور شوسه ملایر به بروجرد، با ۱۹۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چمچال بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۱۳هزارگزی جنوب باختر صحنه و سه هزارگزی جنوب شوسهٔ کرمانشاه به همدان، با ۱۸۵ تن سکنه. آب آن از گاماسیاب است و در تابستان اتومبیل میتوان بدانجا برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سلکی شهرستان نهاوند، واقع در ۲۸هزارگزی باختر شهر نهاوند و ۶هزارگزی مادس بان، با ۱۲۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اسفندآباد بخش قروهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۲۳هزارگزی باختر قروه و ۱۵هزارگزی جنوب شوسهٔ قروه به سنندج، با ۹۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. در تابستان اتومبیل می توان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گل تپهٔ فیض اللََّه بیگی بخش مرکزی شهرستان سقز، واقع در ۲۶هزارگزی خاور سقز به سنندج و یک هزارگزی شمال شوسهٔ سقز، با ۸۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز، واقع در ۱۵هزارگزی جنوب خاور شیراز و ۳هزارگزی شوسهٔ شیراز به پل فسا، با ۱۵۷ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خفرک بخش زرقان شهرستان شیراز، واقع در ۷۰هزارگزی شمال خاور زرقان و ۴هزارگزی راه فرعی خفرک به توابع ارسنجان، با ۱۷۹ تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان و بخش خفر شهرستان جهرم، واقع در ۲۲هزارگزی شمال باختری باب انار و ۱هزارگزی جنوب شوسهٔ شیراز به جهرم، با ۲۵۶ تن سکنه. آب آن از چشمه و رودخانهٔ قره آغاج و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ده تازیان بخش مشیز شهرستان سیرجان، واقع در ۴۸هزارگزی جنوب خاوری مشیز و ۲هزارگزی جنوب خاوری راه فرعی ده تازیان به بهرامجرد. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سمیرم پائین بخش حومهٔ شهرستان شهرضا، واقع در ۱۸هزارگزی جنوب باختر شهرضا متصل به راه ماشین رو دهاقان به شهرضا، با ۳۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میبد بخش اردکان شهرستان یزد، واقع در ۵هزارگزی جنوب اردکان متصل به راه فرعی میبد به اردکان با ۱۱۸۰ تن سکنه آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان برخوار بخش حومهٔ شهرستان اصفهان، واقع در ۱۳هزارگزی شمال باختر اصفهان و ۴هزارگزی شوسهٔ اصفهان به تهران، با ۱۶۱۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان یزد، واقع در سه هزارگزی شمال باختر یزد متصل به راه فرعی محمودآباد به یزد، با ۱۷۲۲ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مشیز شهرستان سیرجان، واقع در ۴هزارگزی مشیز و شمال راه شوسهٔ کرمان به سیرجان، با ۲۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قره باغ بخش مرکزی شهرستان شیراز، واقع در ۷۶هزارگزی جنوب باختر شیراز و سه هزارگزی راه فرعی شیراز به کیان آباد قره باغ، با ۸۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «محمودآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید