معنی واژه محمرة
6 بازدید
[ مُ حَ مْ مِ رَ ] (ع ص) تأنیث محمر: ادویهٔ محمرة، محمرات. رجوع به مُحَمِّر شود.[ مُ حَ مْ مِ رَ ] (اِخ) گروهی از خرمیه خلاف مبیضه، محمر، یکی. آنها که شعاری سرخ رنگ دارند چون مبیضه و مسوده و آنان فرقه ای از خرمیه اند و یکی آن محمر است که از مخالفان مبیضه اند. و گویند به معنای کسانی هستند که درفش خود را سرخ رنگ کنند. (از لسان العرب). نامی باشد از فرقهٔ سبعیه. (کشاف اصطلاحات الفنون). رجوع به سبعیه و رجوع به خرمیه شود.[ مُ حَ مْ مَ رَ ] (ع ص) تأنیث محمر.