معنی محمد غضائری
5 بازدید
[ مُ حَ مْ مَ دِ غَ ءِ ] (اِخ)، مکنی به ابویزید. رجوع به غضائری شود.
کلمات همقافیه با «محمد غضائری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر