معنی محمد سادس
5 بازدید
[ مُ حَ مْ مَ دِ دِ ] (اِخ) ابن اسماعیل، مکنی به ابوسعید. دهمین از ملوک بنی نصر در غرناطه (۷۶۱ -۷۶۳ هـ . ق.). (معجم الانساب و الاسرات زامباور ص ۹۳).[ مُ حَ مْ مَ دِ دِ ] (اِخ) (سلطان...) سی وششمین سلطان عثمانی (۱۳۳۶ -۱۳۴۱ هـ . ق.). (معجم الانساب و الاسرات زامباور ص ۲۴۰).
کلمات همقافیه با «محمد سادس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دس» برای سرودن شعر