معنی محمدی
6 بازدید
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کفرآور بخش گیلان شهرستان شاه آباد، واقع در ۲۹هزارگزی شمال خاوری گیلان و ۲هزارگزی باختر قیطول، با ۱۰۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ کفرآور تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ مُ حَ مْ مَ ] (ص نسبی) منسوب به محمد پیامبر اسلام (ص). - دین محمدی؛ دین اسلام : چراغ دولت دین محمدی افروخت به شرق و غرب و به آفاق هم به بحر و به بر. ناصرخسرو. - گل محمدی؛ منسوب به محمد، سرخ گل. گل سرخ. گل سوری. ورد احمر. حوجم. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به سوری شود. - محمدی جمال؛ که دارای جمالی زیبا چون حضرت محمد است : زان شه که محمدی جمال است روزیم کن آنچه در خیال است.نظامی.[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش حومهٔ شهرستان سراوان، واقع در ۷هزارگزی جنوب خاوری سراوان کنار راه فرعی سراوان به کوهک، با ۷۲۵ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گیفان بخش حومهٔ شهرستان بجنورد. دارای ۲۴۴ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رود حلهٔ بخش گناوهٔ شهرستان بوشهر، واقع در ۴۸هزارگزی جنوب خاور گناوه، با ۴۰۰ تن سکنه. آب آن از چاه تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان نائین، واقع در ۳هزارگزی باختر نائین و یک هزارگزی جنوب شوسهٔ اردستان به نائین، با ۲۷۶۶ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کرون بخش نجف آباد شهرستان اصفهان، واقع در ۴۰هزارگزی باختر نجف آباد و ۴هزارگزی حومهٔ نجف آباد به دامنه، با ۵۸۹ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «محمدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر