معنی محمدزمانلو
4 بازدید
[ مُ حَ مْ مَ زَ ] (اِخ) طایفه ای از طوایف قشقائی ساکن دزه کرد. (از جغرافیایی سیاسی کیهان ص ۸۴).
کلمات همقافیه با «محمدزمانلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر