معنی محمدآباد

معنی محمدآباد

4 بازدید
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جلگاه بخش کوهک شهرستان جهرم، واقع در ۱۲۵۰۰ گزی شمال باختری جهرم و سه هزارگزی شمال راه فرعی جهرم به هکان با ۹۸ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کزل بخش علی آباد شهرستان گرگان، واقع در هفت هزارگزی جنوب باختری علی آباد با ۴۴۵ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ کفش گیری تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فشافویهٔ بخش شهرستان ری با ۲۶۶ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان یاطری بخش گرمسار شهرستان دماوند با ۲۶۰ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دشتابی بخش بوئین شهرستان قزوین با ۳۹۶ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رودبار بخش معلم کلایهٔ شهرستان قزوین با ۱۹۳ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دالائی بخش شهرستان محلات با ۷۳۱ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان تیمور بخش شهرستان محلات با ۱۰۰ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قمرود شهرستان قم با ۲۳۰ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهنام عرب شهرستان ورامین با ۱۰۸۹ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز با ۳۰۰ تن سکنه و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میداود (ریزگچ) بخش جانکی گرم سیر شهرستان اهواز با ۴۰۰ تن سکنه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد با ۲۴۰ تن سکنه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد با ۲۴۰ تن سکنه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سگوند بخش زاغهٔ شهرستان خرم آباد با ۱۰۰ تن سکنه. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) یکی از دهستانهای مرکزی شهرستان سیرجان، واقع در شمال سعیدآباد و حدود آن بشرح زیر است: از طرف شمال به دهستان زیدآباد، از خاور به دهستان قهستان، از جنوب به دهستان سعیدآباد و از باختر به دهستان خیرآباد بخش نیریز از استان فارس با ۱۳۰۰ تن سکنه که از ۱۴ آبادی کوچک و بزرگ تشکیل شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) مرکز دهستان محمدآباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان، واقع در ۸هزارگزی سعیدآباد سر راه سعیدآباد به اللََّه آباد با ۴۱۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل، واقع در ۳۲ هزارگزی خاور شوسهٔ زاهدان به سکوهه و ۳هزارگزی خاور شوسهٔ زاهدان به زابل با ۹۵ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ هیرمند و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش بمپور شهرستان ایرانشهر، واقع در ۱۳هزارگزی خاور بمپور و یک هزارگزی جنوب شوسهٔ بمپور به ایرانشهر با ۴۰۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ بمپور و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان برج اکرم بخش فهرج شهرستان بم، واقع در ۲۵هزارگزی جنوب باختری فهرج و ۶هزارگزی شوسه بم به زاهدان با ۳۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریکان بخش فهرج شهرستان بم، واقع در ۳۵هزارگزی جنوب خاوری فهرج کنار راه فرعی بم به خاش با ۲۸۲ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیلوئیه بخش زرند شهرستان کرمان، واقع در ۳۵هزارگزی جنوب زرند، واقع در ۱۱هزارگزی خاور راه مالرو زرند با ۲۱۳ تن سکنه. آب آن از قنات راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش خاش شهرستان زاهدان، واقع در ۳۰هزارگزی جنوب خاوری خاش کنار شوسهٔ سراوان به خاش با ۲۰۰ تن سکنه. آبش از قنات و راه آن شوسه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان لادیز بخش میرجاوهٔ شهرستان زاهدان در ۱۴هزارگزی جنوب باختری میرجاوه و هزارگزی خاور راه فرعی میرجاوه به خاش با ۱۲۰ تن سکنه. آبش از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است مرکز دهستان ارزوئیهٔ بخش بافت شهرستان سیرجان، واقع در ۱۱۸هزارگزی جنوب بافت و ۲هزارگزی شمال راه فرعی دولت آباد دشت بر. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کشکوئیهٔ شهرستان رفسنجان، واقع در ۴۰هزارگزی شمال باختری رفسنجان و هفت هزارگزی خاور شوسهٔ رفسنجان به یزد با ۱۳۴ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پسکوه بخش قاین شهرستان بیرجند با ۱۱۶ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رودمیان بخش خواف شهرستان تربت حیدریه با ۱۸۶ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سنگان بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه با ۱۰۱۹ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خرق بخش حومهٔ شهرستان قوچان با ۳۱۲ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان رقهٔ بخش بشرویهٔ شهرستان فردوس است با ۱۶۴ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زاوه بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه، با ۲۶۶ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جعفرآباد فاروج بخش حومهٔ شهرستان قوچان با ۱۳۱ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پس کوه بخش قاین شهرستان بیرجند با ۷۷۱ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش طبس شهرستان فردوس با ۱۷۱ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی از است از دهستان تبادگان بخش حومهٔ وارداک شهرستان مشهد با ۱۳۸ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان تبادگان بخش حومهٔ وارداک شهرستان مشهد با ۱۱۶ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خواشید بخش ششتمد شهرستان سبزوار با ۴۳۵ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پائین جام شهرستان مشهد با ۲۸۴ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان زبرخان بخش قدمگاه شهرستان نیشابور است با ۱۶۰ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شقان بخش اسفراین شهرستان بجنورد با ۱۱۳۳ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش مانهٔ شهرستان بجنورد با ۸۴۹ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد با ۱۸۷ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) قصبه ای است مرکز دهستان جرقویهٔ بخش حومهٔ شهرستان شهرضا، واقع در ۳۷هزارگزی شمال خاوری شهرضا متصل به راه ماشین رو آذرخواران به شهرضا با ۳۸۲۳ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان یزد، واقع در ۱۲ هزارگزی جنوب یزد کنار شوسهٔ یزد با ۲۴۱۸ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰)
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بازفت بخش اردل شهرستان شهرکرد، واقع در ۷۷هزارگزی شمال باختر اردل متصل به راه عمومی مالرو با ۳۶۸ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رستاق بخش اشکذر شهرستان یزد، واقع در ۲۸هزارگزی شمال باختری اشکذر و ۸هزارگزی باختر جادهٔ یزد با ۲۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جی بخش حومهٔ شهرستان اصفهان، واقع در ۷هزارگزی خاور اصفهان و یک هزارگزی شوسهٔ اصفهان به یزد با ۱۵۹ تن سکنه. آب آن از زاینده رود و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیرگان بخش اردل شهرستان شهرکرد، واقع در ۴۷هزارگزی باختر اردل با ۱۴۲ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد آقازاده) دهی از دهستان دربقاضی بخش حومهٔ شهرستان نیشابور است با ۲۳۱ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد افخم الدوله) دهی از دهستان افشاریه ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران است با ۱۰۸ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد ایلخانی) دهی از دهستان چناران بخش حومهٔ وارداک شهرستان مشهد است با ۱۹۸ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد اوشن) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان نائین، واقع در ۲۴هزارگزی باختر نائین با ۱۲۷ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد ایلخانی) دهی از دهستان میان ولایت بخش حومهٔ وارداک شهرستان مشهد است با ۲۶۱ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد بوله) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل، واقع در ۸هزارگزی شمال خاوری بنجار و ۷هزارگزی راه مالرو جلال آباد به زابل با ۹۱۴ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ هیرمند و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد نیل) دهی است از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار، واقع در ۲۲هزارگزی شمال باختری خسروآباد و ۲هزارگزی زرین جوب با ۳۷۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد پائین) دهی است از دهستان حومهٔ باختری شهرستان رفسنجان، واقع در ۸هزارگزی جنوب خاوری رفسنجان و ۲هزارگزی جنوب شوسه رفسنجان به کرمان با ۱۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد پائین خیابان) دهی است از دهستان تبادکان بخش حومهٔ وارداک شهرستان مشهد با ۲۰۴۶ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد حاجی نظر) دهی است از دهستان رستاق بخش خلیل آباد شهرستان کاشمر با ۳۹۹ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد خالصه) دهی است از دهستان افشاریهٔ ساوجبلاع بخش کرج شهرستان تهران با ۱۷۸ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (... محمدخان) دهی است از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان، واقع در ۵ هزارگزی جنوب خاوری رفسنجان و یک هزارگزی جنوب شوسهٔ رفسنجان به کرمان با ۳۴۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد خَرَّه) دهی است ا ز دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین با ۳۰۵ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد داش بلاغ) دهی از دهستان نیزکی بخش حومهٔ وارداک شهرستان مشهد است با ۱۹۵ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد رشنودی) دهی است از دهستان رومشکان بخش طرهان شهرستان خرم آباد با ۱۲۰ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد دست گشا) دهی است از دهستان کنار شهر بخش بروسکن شهرستان کاشمر با ۳۴۶ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد ده نو) دهی است از دهستان حومهٔ باختری شهرستان رفسنجان، واقع در ۸هزارگزی شمال رفسنجان به کرمان با ۲۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد شجره) دهی است از دهستان سیریز بخش زرند شهرستان کرمان، واقع در ۴۵هزارگزی راه فرعی شمال خاوری زرند و ۱۲ هزارگزی راه فرعی زرند به راور با ۳۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد حومه) دهی است از دهستان حومهٔ بخش زرند شهرستان کرمان، واقع در ۵هزارگزی باختر زرند سر راه مالرو زرند به رفسنجان با ۶۶۷ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد شیخ) دهی است از دهستان برج اکرم بخش فهرج شهرستان بم، واقع در ۲۲هزارگزی جنوب باختری فهرج و ۶هزارگزی جنوب شوسهٔ بم به زاهدان با ۲۱۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد فلک الدین) دهی است از دهستان خاوهٔ بخش دلفان شهرستان خرم آباد با ۱۲۰ تن سکنه. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد قائم مقامی) دهی از دهستان میان ولایت بخش حومهٔ شهرستان مشهد است با ۲۱۶ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد قره چک) دهی است از دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران با ۱۵۸ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد کرج) دهی از دهستان حومهٔ بخش کرج شهرستان تهران است با ۱۰۸ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد کلانتری) دهی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، واقع در ۳۲ هزارگزی جنوب خاوری سبزواران کنار رودخانهٔ هلیل رود با ۱۲۲ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد گَفت) دهی است از دهستان خسروشیر بخش جغتای شهرستان سبزوار با ۳۱۷ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد گلزار) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل، واقع در ۱۸هزارگزی شمال باختری بیجار و ۷هزارگزی شمال راه مالرو خمک به زابل با ۳۶۱ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ هیرمند است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد محمدی) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان، واقع در ۳۱ هزارگزی جنوب خاوری کاشان و ۲ هزارگزی ابوزیدآباد با ۳۱۰ تن سکنه. آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد مطلق) دهی است از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور با ۱۳۰ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد مستوفی) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه با ۴۵۴ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (محمدآباد هراتی) دهی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان کنار راه مالرو رفسنجان به بافق با ۱۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان دامغان، واقع در ۹هزارگزی جنوب دامغان با ۴۲۰ تن سکنه. راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان گرگان، واقع در ۶هزارگزی شمال گرگان سر راه پهلوی دژ با ۴۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان یخکش بهشهر شهرستان ساری، واقع در ۱۲هزارگزی جنوب بهشهر با ۳۵۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دودانگهٔ بخش هوراند شهرستان اهر، در ۵هزارگزی باختری هوراند و در ۱۹ هزارگزی شوسهٔ اهر به کلیبر با ۱۴۳ تن سکنه. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گاورود بخش روانسر شهرستان سنندج، واقع در ۵۲هزارگزی شمال خاوری کامیاران و سه هزارگزی شمال امیرآباد با ۴۴۸ تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیلتان شهرستان بیجار، واقع در ۲۸هزارگزی جنوب باختری حسن آباد سوگند و سه هزارگزی قزل کند با ۲۶۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دینور بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۲۸هزارگزی شمال باختری صحنه و ۵هزارگزی شوسهٔ کرمانشاه به سنقر با ۱۵۵ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ شاهپورآباد و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سجاس رود بخش قیدار شهرستان زنجان، واقع در ۲۴هزارگزی شمال قیدار و ۲هزارگزی راه عمومی با ۱۸۴ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پائین شهرستان نهاوند، واقع در ۶ هزارگزی شمال باختری نهاوند با ۸۴ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ گاماسیاب است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سورسور بخش کامیاران شهرستان سنندج، واقع در ۱۴هزارگزی شمال خاوری کامیاران و ۲هزارگزی شمال خاوری گرم آب با ۳۵۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) رجوع به آهنگرمحله شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان رودبار بخش طرخواران شهرستان اراک، واقع در ۳۲هزارگزی شمال باختری طرخواران. این ده را قره یاناق نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از بلوک سرحدات دهستان مرکزی بخش میامی شهرستان شاهرود، واقع در ۱۲ هزارگزی جنوب باختری میامی و ۴ هزارگزی جنوب شوسهٔ شاهرود به خراسان با ۵۷۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از بخش آران شهرستان کاشان، واقع در ۱۱ هزارگزی شمال باختری آران کنار راه آهن کاشان به قم با ۶۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش خورموج شهرستان بوشهر، واقع در ۶هزارگزی جنوب خور موج کنار راه فرعی خورموج به دیر با ۳۰۷ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خیر بخش استهبان شهرستان فسا، واقع در ۲۴هزارگزی شمال باختری استهبان کنار راه شوسهٔ شیراز به فسا و نی ریز با ۲۷۷ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نوبندگان بخش مرکزی شهرستان فسا، واقع در ۱۵هزارگزی جنوب خاوری فسا و ۴هزارگزی جنوب راه فرعی فسا به داراب با ۲۳۹ تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان فسا، واقع در ۱۰هزارگزی جنوب خاوری فسا و ۴هزارگزی شوسهٔ فسا به جهرم با ۱۹۷ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان کازرون، واقع در ۷هزارگزی جنوب خاوری کازرون با ۱۱۷ تن سکنه. آب آن از چاه و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «محمدآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید