معنی محمار
7 بازدید
[ مِ مارر ] (ع ص) سرخ رنگ. (از منتهی الارب). وجه محمار؛ روی سرخ. (از مهذب الاسماء). رجوع به احمار شود.
کلمات همقافیه با «محمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر