معنی محلوب
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) سِقاءٌ محلوب و حُلَّبیّ؛ مشک دباغت یافته شده به گیاه حلب. (منتهی الارب). - دوشیده شده : و آن را از بهر آن عروض خواندند که معروضٌ علیه شعر است... و آن فعول است به معنی مفعول چنانکه رکوب به معنی مرکوب و حلوب به معنی محلوب. (المعجم فی معاییر اشعار العجم ص ۲۷). دوشیده.
کلمات همقافیه با «محلوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر