معنی محلة
5 بازدید
[ مَ حَ لْ لَ ] (ع اِ) منزل. محل نزول مردم. (از تاج العروس). رجوع به محله شود. - اردو. کاروان : و ارتحلنا الی موضع المحلة فوصلناه اول یوم من رمضان فوجدنا المحلة قد رحلت فعدنا. (ابن بطوطه). - جای فرودآمدن. منزل و مقام مردم. (غیاث) (آنندراج). جای فرودآمدن. (ناظم الاطباء). - زمان فرودآمدن. (از آنندراج) - جای باش. (آنندراج). ج، محلات و محال. (یادداشت مرحوم دهخدا).[ مُ حِ لْ لَ ] (ع ص) پشته ای که گنجایش یک در خانه داشته باشد: تَلْعَةٌ محلة. (منتهی الارب). پشته ای که گنجایش یک و یا دو در خانه داشته باشد. (ناظم الاطباء) (از تاج العروس).[ مَ حَ لْ لَ ] (اِخ) نام مواضعی است به مصر. حدود صد قریه در مصر به نام محلة خوانده شوند و مؤلف تاج العروس اسامی این مواضع را ضبط کرده است. رجوع به تاج العروس شود.
کلمات همقافیه با «محلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر