معنی محقنة
6 بازدید
[ مِ قَ نَ ] (ع اِ) ابزاری که بدان حقنه می کنند. (ناظم الاطباء). دستور. شیشهٔ اماله. (یادداشت مرحوم دهخدا). ایریگاتور: اگر قرحه کهن بود، نخست رحم بباید شست به ماءالعسل به محقنه و زراقه. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «محقنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر