معنی محق

معنی محق

5 بازدید
[ مَ ] (ع مص) باطل گردانیدن. (آنندراج). باطل کردن چیزی را. (از ناظم الاطباء). ابطال. - ناچیز گردانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). ناچیز کردن چیزی را. (از ناظم الاطباء). - محو و پاک کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). برکندن. استیصال. نیست کردن. - در اصطلاح صوفیه، فنای وجود عبد است در ذات حق. (کشاف اصطلاحات الفنون). فنای بنده است در عین حق (ابن العربی). فنای وجود عبد است در ذات حق تعالی همانطوری که محو فنای افعال عبد است در فعل حق تعالی و طمس فنای صفات است در صفات حق. (از تعریفات جرجانی). رجوع به محو شود. در اصطلاح صوفیه بالاتر از محو است زیرا محو از خود اثر و نشانه گذارد اما از محق اثر و نشانه هم نماند: اول محو است طمس ثانی آخر محق است اگر بدانی. (کشاف اصطلاحات الفنون). - محق شدن؛ نابود شدن. از میان رفتن: این کسری از فرزندان هرمزبن انوشروان بوده است و در ملک مجالی و فسحتی نیافت و زود محق شد. - برکت چیزی ربودن. یقال محق اللََّه الشی ء؛ یعنی خدا برکت آن را زایل گرداند. منه قوله تعالی: یمحق اللََّه الربوا و یربی الصدقات. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). برکت بردن از. بی برکت کردن. برکت برداشتن از. (زمخشری). - کاهانیدن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). نقصان. کاستن. بکاستن. کاهیدن. کاهانیدن. (آنندراج). - سوختن گرما چیزی را. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
[ مُ حِ ق ق ] (ع ص) ثابت کننده. خلاف مبطل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دارای حق. حق دارنده. (ناظم الاطباء). حق گوینده. حق دار. آنک حق به جانب او باشد. (آنندراج). برحق. حق ور. آنکه حق با اوست. دارای حق. صاحب حق. ذی حق. بحق. سزاوار. بسزا: اقوال پسندیده مدروس گشته.... و مظلومِ محق ذلیل و ظالم مبطل عزیز. (کلیله و دمنه). از شما پنهان کشد کینه محق اندک اندک همچو بیماری دق. مولوی (مثنوی، دفتر چهارم ص ۲۱۸).

کلمات هم‌قافیه با «محق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید