معنی محفد
5 بازدید
[ مَ فِ ] (ع اِ) چیزی است که ستور را در آن علف دهند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - اصل (و لغتی است در محتد). - بن کوهان شتر. - نقش و نگار جامه. - قصر سلطان. ج، محافد. (منتهی الارب).[ مِ فَ ] (ع اِ) چیزی است که ستور را در آن علف دهند. - کنارهٔ جامه. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نگار جامه. (مهذب الاسماء). - پیمانه و آن قدحی باشد. - زنبیل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ مُ فِ ] (ع ص) کسی که می شتاباند. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). - شتر یا شترمرغ شتاب رونده. - خدمتگاری که برای کردن کاری شتابان می رود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «محفد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فد» برای سرودن شعر