معنی محف
13 بازدید
[ مُ حِ ف ف ] (ع ص) کسی که غفلت میکند از موهای سر خود و مدتی آنها را روغن نمالیده ژولیده میگذارد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). - آن که بسیار بار میکند اسب را. (ناظم الاطباء). آن که اسب را چنان راند که آواز برآید از رفتار وی. - آنکه جامه را به شانه و تیغ بافد. - که یاد کند کسی را به زشتی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «محف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حف» برای سرودن شعر