معنی محضری

معنی محضری

5 بازدید
[ مَ ضَ ] (اِخ) همدانی و مشهور به ملا دروازه. شاعری نازک خیال از دوران صفویه است و مقارن تألیف تذکرهٔ نصرآبادی درگذشته است. این بیت از اوست: عمرت به شب گذشت بیا محضری بگو ای خان و مان خراب چه کردی به روز خویش. و این بیت را نیز در جواب قصیدهٔ عرفی گفته است: به بیقراری عاشق به وعده گاه وصال به اضطراب دل از شوق آمد یار. (تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۲۵).
[ مَ ] (ص نسبی) منسوب به محضر. - سند محضری؛ سند که در دفترخانهٔ اسناد رسمی و برطبق موازین قانونی تنظیم شود. رجوع به محضر شود.

کلمات هم‌قافیه با «محضری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید