معنی محضری
5 بازدید
[ مَ ضَ ] (اِخ) همدانی و مشهور به ملا دروازه. شاعری نازک خیال از دوران صفویه است و مقارن تألیف تذکرهٔ نصرآبادی درگذشته است. این بیت از اوست: عمرت به شب گذشت بیا محضری بگو ای خان و مان خراب چه کردی به روز خویش. و این بیت را نیز در جواب قصیدهٔ عرفی گفته است: به بیقراری عاشق به وعده گاه وصال به اضطراب دل از شوق آمد یار. (تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۲۵).[ مَ ] (ص نسبی) منسوب به محضر. - سند محضری؛ سند که در دفترخانهٔ اسناد رسمی و برطبق موازین قانونی تنظیم شود. رجوع به محضر شود.
کلمات همقافیه با «محضری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر