معنی محضرم
6 بازدید
[ مُ حَ رَ ] (ع ص) مخضرم. شاعری که جاهلیت و اسلام را دریافته است. (از منتهی الارب). شاعر عرب که اسلام و جاهلیت دریافته است. ج، محضرمون. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به مخضرم شود.[ مُ حَ رِ ] (ع ص) کسی که در کلام لحن کند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). - برکنندهٔ پوست درخت. - سخت بزه کننده کمان را. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «محضرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر