معنی محصون
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) محفوظ و استوار. (ناظم الاطباء). استوارشده به حصار و جز آن. (آنندراج). محفوظ و نگاهداشته شده. - محصون کردن؛ محفوظ کردن. مصون نگاه داشتن. حفظ کردن : نیل را بر قبطیان حق خون کند سبطیان را از بلا محصون کند.مولوی.
کلمات همقافیه با «محصون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر