معنی محصولدار
3 بازدید
[ مَ ] (نف مرکب) باردار. میوه دار. - مالدار. توانگر. - مثمر. - آنکه مأمور میشود برای گرفتن خراج های غیر مستقله. (ناظم الاطباء). رجوع به محصل شود.
کلمات همقافیه با «محصولدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر