معنی محصول
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) حاصل شده. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). گردآمده. (ناظم الاطباء). نتیجه. حاصل : محصول آن حرکت آن بود که سلطان را کلفت معاودت و مشقت مراجعت تحمل بایست کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۱۱). ما درس سحر در ره میخانه نهادیم محصول دعا در ره جانانه نهادیم.حافظ. - نفع. سود. (ناظم الاطباء). درآمد. بهرهٔ به دست کرده. (یادداشت مرحوم دهخدا). - غله و مجموع آنچه از چیزی حاصل شده و به دست آید. آنچه از راه کشاورزی و باغداری حاصل شود. درود حاصل. خرمن. توده. (ناظم الاطباء). خرمن.
کلمات همقافیه با «محصول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر