معنی محصنة
5 بازدید
[ مُ صَ نَ ] (ع ص) زن شوهرکرده: امرأة محصنة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). زن باشوی. - زن باردار شده. (ناظم الاطباء). - زن پارسا. (زمخشری). - (اصطلاح فقهی) زن بالغ و عاقلی که به عقد دائم زوجهٔ شخصی شده است و زوج از نزدیکی با وی متمکن است. مجازات محصنة که مرتکب زنا شود رجم است.[ مُ صِ نَ ] (ع ص) زن پارسا. (منتهی الارب). زن عفیفه و باحیا. (ناظم الاطباء). - زن آزاد و شوی کرده. (مهذب الاسماء). شوهردار. (یادداشت مرحوم دهخدا).[ مُ حَ صْ صَ نَ ] (ع ص) دارای باروی استوار. دیوار استوار به گرد کشیده. باحصن. حصین : {/B لاََ یُقََاتِلُونَکُمْ جَمِیعاً إِلاََّ فِی قُریً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرََاءِ جُدُرٍ ... ۱-۱۱۵۹:۱۴/}(قرآن ۵۹/۱۴). و اهل الصین فی کل موضع لهم مدینة محصنة عظیمة. (اخبار الصین و الهند ص ۲۶).
کلمات همقافیه با «محصنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر