معنی محصب
6 بازدید
[ مُ حَ صْ صَ ] (اِخ) جای سنگریزه انداختن به منی [ مِ نا ] . (منتهی الارب). آنجا که سنگ اندازند به مکه و آنجا را حصاب نیز نامند. (یادداشت مرحوم دهخدا). - (ع ص) مبتلا به سرخجه. محصوب. (از منتهی الارب).[ مُ حَ صْ صَ ] (اِخ) شعبی است مابین مکه و منی که به سوی ابطح میرود. (منتهی الارب). جایی است بین مکه و منی که به منی نزدیکتر از مکه است و بطحاء مکه می باشد که خیف بنی کنانه است و حدش از جیحون رو به منی است و گویند حدش مابین شعب عمرو تا شعب بنی کنانه می باشد و این شعب در خاک کنانه است. وجه تسمیه اینکه این مکان سنگریزه دارد. و بعضی گویند بدین مناسبت است که آنجای محل رمی جمره است. (از معجم البلدان).[ مُ حَ صْ صِ ] (ع ص) کسی که سنگریزه پراکنده میکند. - آنکه ریگ می اندازد در جائی یا در چیزی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «محصب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صب» برای سرودن شعر