معنی محزز
6 بازدید
[ مُ حَ زْ زِ ] (ع ص) تیزکنندهٔ سر دندان. - برهم سایندهٔ دندان و اندازه کنندهٔ آن. (از منتهی الارب). - دندانه ساز. - حکاک و کنده گر. - آنکه نقب میکند و سوراخ میکند. (ناظم الاطباء).[ مُ حَ زْ زَ ] (ع ص) دندان سر تیز کرده چنانکه دندان جوانان باشد. (از منتهی الارب). دندان تیزکرده. - دندانه دار. (ناظم الاطباء). درشت. خشن. ناهموار. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «محزز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زز» برای سرودن شعر