معنی محروف
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) سرنگون. - مبدل شده. - محروم و بی نصیب از چیزی از مال خود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «محروف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر