معنی محروث
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) شیارشده و کشته شده. (ناظم الاطباء). مزروع.[ مَ ] (ع اِ) محروت. بیخ گیاه انجدان. (ناظم الاطباء). بیخ درخت انجدان که حلتیث صمغ آن است. (برهان). عروق انجدان. اصل انجدان. (اختیارات بدیعی). انقوزه. عودالرقة. ریشهٔ انجدان سرخسی است. - درخت انجدان. (برهان). و رجوع به تذکرهٔ ضریر انطاکی ص ۲۹۹ شود.
کلمات همقافیه با «محروث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وث» برای سرودن شعر