معنی محرمة
6 بازدید
[ مُ حَ رْ رِ مَ ] (ع ص) مؤنث مُحَرِّم. رجوع به محرم شود.[ مُ حَ رْ رَ مَ ] (ع ص) مؤنث مُحَرَّم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به مُحَرَّم شود. - ماده شتری که ریاضت وی تمام نشده و به سواری درنیامده باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ مَ رَ مَ / مَ رُ مَ ] (ع اِ) آنچه شکستن آن روا نباشد. ج، مَحرمات، مَحارِم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - زن. زوجه. (ناظم الاطباء). زن حرم. - (اِمص) حرمت. - حرمان و مأیوسی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «محرمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر