معنی محرمات
7 بازدید
[ مُ حَ رْ رَ ] (ع ص، اِ) جِ محرمة. (ناظم الاطباء): و پشت بر محظورات و محرمات شرع کرده. (المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص ۱). - جِ محرمة. زنانی که به علت نسب، مصاهره، رضاع، لعان، قذف، زنا و لواط تزویج آنها بر مرد حرام است. (از یادداشت لغتنامه). - زنان حرم. - (اصطلاح بزازان). جامهٔ راه راه که یک راه سیاه و یک راه سپید دارد پارچهٔ خطدار الوان. (ناظم الاطباء): به دست صوفی صوف از محرمات همه که منهیند برو توبه از مناهی کن. نظام قاری (دیوان البسه ص ۱۰۰). گاه شد آشکار گه ظاهر در لباس محرمات عبا. نظام قاری (دیوان البسه ص ۲۰). فش عمامه درآمد به احتساب رخوت براند دره بنهی محرمات دگر. نظام قاری (دیوان البسه ص ۱۵). از بس الف زخم کشیدم بر سر از سر تا پا محرمات است دلم.سعید اشرف. محرمات مکن بر من این محرم را برنگ ابر سیه بر صفای مه می نوش. میرنجات. - جِ مُحَرَّم. رجوع به مُحَرَّم شود.
کلمات همقافیه با «محرمات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر