معنی محذور
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) امر مخوف. (منتهی الارب). آنچه از آن ترسیده شود. (آنندراج). قوله تعالی {/Bإِنَّ عَذََابَ رَبِّکَ کََانَ مَحْذُوراً۱۶-۲۰۱۷:۵۷/}. و وقاک اللََّه کل محذور. (از اقرب الموارد). - (اِ) مانع: رأی محذور فی ذلک مع قصدالمبالغه. (شرح رضی ص ۱۴۵). مرحوم قزوینی در یادداشتهای خود درباب استعمال این کلمه و به کار بردن کلمهٔ محظور بجای آن نوشته اند که این کلمه به معنی مانع با «ذال» است نه با «ظ» یعنی محظور، چنانکه بعضی از نادانان غیر مأنوس به کتب عربی گمان کرده اند و در امثال این موارد «محظور» همیشه مینویسند و حال آنکه محظور بکلی مورد استعمال دیگری دارد، مثلاً در این عبارت: استعمال لباس ابریشمی برای مردان محظور است. یا «الضرورات تبیح المحظورات» و امثال ذلک که واضح است کجاهاست. (از یادداشت های قزوینی ج ۳ ص ۲۸۵). - مشقت. رنج.
کلمات همقافیه با «محذور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر