معنی محدثین

معنی محدثین

5 بازدید
[ مُ دَ ] (ع ص، اِ) جِ مُحدَث (در حالت نصبی و جری). - شعرای محدثین؛ طبقهٔ شعرای پس از مولدین. از معاریف آنان اند ابراهیم بن هرمة، ابن اذنیة، ابونواس، ابوالعتاهیة، طفیل الکنانی، سلم الخاسر، ابن میادة. صالح بن عبدالقدوس، ابوعیینة، عباس بن احنف، عتابی، اشجع السلمی، عکوک، ابن ابی زرعة الدمشقی، ابوالشیص، حمدونی، عتبی، دعبل الخزاعی، اسحاق بن ابراهیم موصلی، ابراهیم بن اسحاق موصلی، ابوعلی البصیر، ابوتمام الطائی، ابوعبادةالبحتری، ابوالطیب المتنبی، ابن بسام، سری الموصلی، ابی الفتح کشاجم، ابوالفتح العبسی، ابوالفرج الببغاء، ابن الساعاتی، ابن قلانس، و أواء الدمشقی، عفیف تلمسانی و پسر او، ابن سنا ملک، ابن شمس الخلافة، ابن النبیه و صفی الدین الحلی و مانند آنان. (یادداشت مرحوم دهخدا).
[ مُ حَ دْ دِ ] (ع ص، اِ) جمع مذکر سالم محدث (در حالت نصبی و جری). رجوع به محدث شود.

کلمات هم‌قافیه با «محدثین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید