معنی واژه محجور
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) بازداشته شده و منع کرده شده. (ناظم الاطباء). ممنوع از تصرف در مال خود. محجورعلیه. (یادداشت مرحوم دهخدا). - بندهٔ بازداشته شده. (ناظم الاطباء). - حرام. محرم. (یادداشت مرحوم دهخدا).