معنی محتلم
4 بازدید
[ مُ تَ لِ ] (ع ص) نعت فاعلی از احتلام. خواب بیننده. (از منتهی الارب) (آنندراج). کسی که خواب می بیند. (ناظم الاطباء). خواب دیده. (مهذب الاسماء). - آرمنده با زن در خواب. (از منتهی الارب). کسی که در خواب جماع میکند. (ناظم الاطباء). جماع کننده در خواب. (آنندراج). آنکه در خواب بیند که با زنی درمی آمیزد و آب از وی برود. حالم. رجوع به احتلام شود. - محتلم شدن؛ آرمیدن با زن در خواب و بدان سبب آب از او بشدن : پس مسلمانان آن شب محتلم شدند چون بامداد برخاستند از پیش رسول بگفتند فرمود که چون آب نیست تیمم کنید و نماز گذارید. (قصص الانبیاء ص ۲۱۹). - - رسیدن کودک به سن بلوغ. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «محتلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر