معنی محتق
4 بازدید
[ مُ تَ ق ق ] (ع ص) زخم نافذ و راست. (ناظم الاطباء). محتقة.
کلمات همقافیه با «محتق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تق» برای سرودن شعر