معنی محتظر
5 بازدید
[ مُ تَ ظِ ] (ع ص) نعت فاعلی از احتظار. آنکه حظیره سازد. (منتهی الارب). حظیره سازنده. (ناظم الاطباء) (آنندراج). - هشیم محتظر؛ درخت خشک در هم ریخته. قوله تعالی: {/Bإِنََّا أَرْسَلْنََا عَلَیْهِمْ صَیْحَةً وََاحِدَةً فَکََانُوا کَهَشِیمِ اَلْمُحْتَظِرِ. ۱-۸۵۴:۳۱/}(قرآن ۵۴/۳۱).[ مُ تَ ظَ ] (ع ص) نعت مفعولی از احتظار. شاخه های حظیره ساخته شده. (ناظم الاطباء). - حظیره کرده شده.
کلمات همقافیه با «محتظر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظر» برای سرودن شعر