معنی محترف
4 بازدید
[ مُ تَ رَ ] (ع اِ) جای کسب و حرفه. (از اقرب الموارد). جای کسب کردن و ورزیدن. (ناظم الاطباء).[ مُ تَ رِ ] (ع ص) نعت فاعلی از احتراف. هم پیشه و صاحب پیشه. (آنندراج). پیشه ور. (دهار). صاحب حرفه. (از اقرب الموارد). پیشه ور و صنعتگر. (ناظم الاطباء): طبع تیز دوربین محترف چون خر پیرش ببین آخر خرف. مولوی (مثنوی ص ۲۴۱).
کلمات همقافیه با «محترف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر