معنی محترز

معنی محترز

5 بازدید
[ مُ تَ رِ ] (ع ص) آگاه و خبردار و هوشیار و دوراندیش. (ناظم الاطباء). - دوری گزیننده. پرهیزکننده و خویشتن را نگهدارنده. (آنندراج) (غیاث): بیار باده کجا بهتر است باده هنوز که تو به باده ز چنگ زمانه محترزی. منوچهری. از کراهیت ناصرالدین و شبهتی که در این باب حادث گردد و نسبت رضائی که در این حادثه بدو افتد محترز گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۷۲). هر دو از یکدیگر خایف و محترز می بوده و در روزهای بار و مجامع جلال الدین حسن چون در بارگاه خواست شدن پدر از او حذر می کرده. (جهانگشای جوینی). از غذای بارده و یابسه مجتنب و محترز باشد. (بهجت الروح ص ۶۳). - محترز از؛ گریزان از: جوق جوق و صف صف از حرص شتاب محترز ز آتش گریزان سوی آب.مولوی.
[ مُ تَ رَ ] (ع ص) نعت مفعولی از احتراز. رجوع به احتراز شود. - بلای محترز؛ بلای اجتناب پذیر: عاقل آن باشد که عبرت گیرد از مرگ یاران و بلای محترز.مولوی. - نامحترز؛ اجتناب ناپذیر. گزیرناپذیر: پس به دندان بی گناهان را مگز فکر کن از ضربت نامحترز.مولوی.

کلمات هم‌قافیه با «محترز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید