معنی محبوبی
5 بازدید
[ مَ ] (حامص) محبوب بودن. محبوبیت.[ مَ ] (اِخ) عبیداللََّه بن مسعودبن محبوب المحبوبی معروف به تاج الشریعة. از علمای قرن هشتم هجری. او راست: شرح المواضع المغلقة من وقایةالروایة از ابن صدرالشریعة. (از المعجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۶۲۰).
کلمات همقافیه با «محبوبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر