معنی محببالوجه
6 بازدید
[ مُ حَ بْ بَ بُلْ وَجْ هْ ] (ع ص مرکب) چیزی که صورت و سطح آن دانه دانه دارد. و محبب که از حبه مشتق است به معنی چیزی است که در سطح آن حبهٔ بسیار دیده شود. رجوع به دزی ذیل «حب» شود: سنگی هست بر شکل شکر محبب الوجه. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۳۹).
کلمات همقافیه با «محببالوجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر