معنی محبالدین
4 بازدید
[ مُ حِ بْ بُدْ دی ] (اِخ) رجوع به ابن الامام شود.[ مُ حِ بْ بُدْ دی ] (اِخ) رجوع به ابن شحنه و الاعلام زرکلی شود.[ مُ حِ بْ بُدْ دی ] (اِخ) رجوع به ابن نجار محمدبن محمود شود.[ مُ حِ بْ بُدْ دی ] (اِخ) طبری. رجوع به احمدبن عبداللََّه... و شدالازار ص ۲۱ و طبقات سبکی ج ۵ ص ۵۰ و ۵۱ و تاریخ یافعی ج ۴ ص ۱۷۵، ۱۸۲ شود.[ مُ حِ بْ بُدْ دی ] (اِخ) رجوع به احمدبن نصراللََّه بغدادی شود.[ مُ حِ بْ بُدْ دی ] (اِخ) رجوع به محمدبن محمودالحافظ شود.[ مُ حِ بْ بُدْ دی ] (اِخ) رجوع به محمدبن یوسف بن احمدبن حلبی شود.[ مُ حِ بْ بُدْ دی ] (اِخ) رجوع به مولانا زاده شود.
کلمات همقافیه با «محبالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر