معنی محایدة
6 بازدید
[ مُ یِ دَ ] (ع ص) یک سو شونده از چیزی. (از منتهی الارب). - کشور بیطرف (در تداول امروزهٔ عرب زبانان).[ مُ یَ دَ ] (ع مص) حیاد. (منتهی الارب). یک سوی شدن از چیزی. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از تاج المصادر بیهقی). از چیزی بگردیدن. (المصادر زوزنی). میل کردن از. بگشتن از. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «محایدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر