معنی محاکدة
4 بازدید
[ مُ کَ دَ ] (ع مص) حکاد. (یادداشت مرحوم دهخدا). باز پس شدن به سوی کسی و اعتماد کردن به او. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «محاکدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر