معنی محاوتة
5 بازدید
[ مُ وَ تَ ] (ع مص) مدافعت کردن. (منتهی الارب). مراوغه. (تاج المصادر بیهقی). - کشتی گرفتن با کسی. (از ناظم الاطباء). دستان آوردن با کسی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - کنکاش نمودن با یکدیگر و با هم سخن گفتن به مشورت. - وعده نمودن و آن در بیع باشد. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «محاوتة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تة» برای سرودن شعر