معنی محاملی
4 بازدید
[ مَ مِ ] (ع ص نسبی) منسوب به محمل. کسی که محمل یعنی کجاوه فروشد. (از منتهی الارب). منسوب به محامل یعنی سازندهٔ محملها. (ناظم الاطباء). این نسبت به محملها و عمل آن است. (از انساب سمعانی). کجاوه فروش. (یادداشت مرحوم دهخدا).[ مَ مِ ] (اِخ) حسین بن اسماعیل بن محمدالضبی، مکنی به ابوعبداللََّه قاضی و از محدثین و ثقة و صادق و پرهیزگار بود. به سال ۲۳۵ هـ . ق. متولد شد و به سال ۳۳۰ هـ . ق. درگذشت. از اوست: کتاب السنن در فقه. (ابن الندیم). او راست اجزائی در حدیث موسوم به محاسبات (کشف الظنون). و رجوع به خاندان نوبختی ص ۲۴۰ و تاریخ الخلفاء ص ۲۷۶ و زرکلی ج ۳ ص ۸۳۷ و ج ۱ ص ۷۶ و ۲۶۶ شود.
کلمات همقافیه با «محاملی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر