معنی محامد
5 بازدید
[ مَ مِ ] (ع اِ) جِ محمدة. (دهار) (ناظم الاطباء). به معنی کردارهای نیک و ستایشها. (ناظم الاطباء). ستایشها و خصلتهای نیک و این جمع محمدت است. (غیاث): مکارم اخلاق و محامد صفات. (یادداشت مرحوم دهخدا): جمال دولت عالی محمد محمود سر فضایل و روی محامد و فرهنگ.فرخی. از نام و کنیت تو جهان را محامد است وز فضل و جود تو همه کس را فواید است. منوچهری. از تقریر شکر... و نثر محامد و دعا پرداختند. (کلیله و دمنه). و اگر در محامد اخلاق و مآثر اعراق این پادشاه... خوض و شروع افتد. (سندبادنامه ص ۱۷). ذکر محامد پادشاه اسلام اتابک ابوبکربن سعد... (سعدی).
کلمات همقافیه با «محامد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر