معنی محال خالصه
5 بازدید
[ مَ لِ لِ صَ / صِ ](ترکیب وصفی، اِ مرکب) محال خاصه. در اصطلاح دورهٔ صفویه اماکن و اراضی متعلق به شخص پادشاه است، در مقابل محال دیوان که اراضی و املاک متعلق به کشور و دولت است : شغل مشارالیه [ وزیر دارالسلطنهٔ اصفهان ] آن است که نسق محال خالصه و ضبط بعضی از وجوهات و دکاکین بعهدهٔ اهتمام مشارالیه است که محلی از محال بی نسق و نامزروع نماند. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۴۵).
کلمات همقافیه با «محال خالصه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صه» برای سرودن شعر