معنی محالفة
8 بازدید
[ مُ لَ فَ ] (ع مص) حلاف. معاهده کردن با کسی. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). معاهده کردن با یکدیگر. سوگند خوردن با هم. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). معاهده. معاقده. (المصادر زوزنی). لازم گرفتن کسی را. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «محالفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر