معنی محاصر
4 بازدید
[ مَ صِ ] (ع اِ) نزدیکتر راه. (ناظم الاطباء)[ مُ صِ ] (ع ص) حصاری کننده کسی را به جنگ. (آنندراج). حصارکننده. (ناظم الاطباء). در حصار گیرنده. شهربند کننده. محاصره کننده. - محاصر شدن؛ شهربند و در بندان کننده شدن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «محاصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر