معنی محاذی
3 بازدید
[ مُ ] (ع ص) برابر شونده (مشتق از حذو به معنی مقابل و روبرو و برابر کردن دو چیز است). (از غیاث) (آنندراج). - مقابل و رویاروی. (ناظم الاطباء). مواجه. برابر. روبرو. رویاروی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): توپها را میان سنگر و میان گود جابه جا به تفاوت محاذی دروازهٔ قلعه بسته از گلوله ها محافظت نمایند. (مجمل التواریخ گلستانه). لبّ، محاذی و رویاروی شدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «محاذی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذی» برای سرودن شعر